تبليغاتX
ساحل شهسوار

ساحل شهسوار

شهسوار ، رامسر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 16:59  توسط مهدی صمدی   | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 10:49  توسط مهدی صمدی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 5:33  توسط مهدی صمدی   | 

تنها و روي ساحل
 مردي به راه مي گذرد
نزديك پاي او
 دريا همه صدا
 شب ‚ گيج درتلاطم امواج
 باد هراس پيكر
رو ميكند به ساحل و درچشم هاي مرد
نقش خطر را پر رنگ ميكند
 انگار
 هي مي زند كه : مرد! كجا ميروي كجا ؟
 و مرد مي رود به ره خويش
 و باد سرگردان
هي مي زند دوباره : كجا مي روي؟
و مرد مي رود و باد همچنان
امواج ‚ بي امان
 از راه مي رسند
لبريز از غرور تهاجم
موجي پر از نهيب
ره مي كشد به ساحل و مي بلعد
يك سايه را كه برده شب از پيكرش شكيب
 دريا همه صدا
شب گيج در تلاطم امواج
باد هراس پيكر
 رو ميكند به ساحل و .....

 

سهراب سپهری


+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 5:23  توسط مهدی صمدی   | 

 


  

باسلام

معرفی یک بازاریابی اینترنتی ایرانی مجانی بدون پرداخت حق عضویت با سقف درآمدی بیش از

 پاصدهزارتومان در روز

می توانید اطلاعات کاملتر را در قسمتهای زیربیابید

 راهنمای بازاریابی

http://www.iranbin.com/ECard.aspx

پرسشهای متداول

  http://www.iranbin.com/Help.aspx

شناسه معرف masa020604001

حداقل اگر میلیونر نشدیم میتونیم چند تا کتاب بخونیم

بازار يابی سالم و ۱۰۰٪‌ واقعی !!! ايران بين !!! قانونی و ايرانی !!!

 

  آينده از آن کسانی است که امروز تجارت الکترونيک را جدی بگيرند

 

   IRAN Book Information Network  

 

www.iranbin.com 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 2:5  توسط مهدی صمدی   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 5:24  توسط مهدی صمدی   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 5:36  توسط مهدی صمدی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آبان 1384ساعت 5:48  توسط مهدی صمدی   | 

مختصري از تاريخ تنکابن

 
 
تنکابن به معني پايين تنکا است. تنکا شهري بود که در سال 789 منهدم گشت و آن هنگام قلعه اي به نام (دز تنکا) در محل شهر سابق بود.
 
در تنکابن يازده طايفه بزرگ زندگي مي کردند، باقيمانده طايفه هاي بزرگ عبارتند از: خلعت بري، قوي حصارلو يا قوي اوصلو، کلانتريه، فقيه، طالش، گليج، رج، اساس، شورج، طالقاني و رودباري. تاريخ تنکابن به گذشته هاي بسيار دور مي رسد. طبق مطالعاتي که از تاريخ به عمل آمده، نخستين مردمي که در اين حيطه زندگي مي کردند به «مردها» يا «آماردها» موسوم بودند.بيشتر محققين «مردها» يا «آماردها» را ساکنين بومي قبل از آمدن آريايي ها به ايران مي دانند «مردها» مردمي سلحشور بودند و هميشه در مقابل پادشاهان و زورگويان دليرانه ايستادگي مي کردند و در تيرانداري بي نظير بودند.
 
تنکابن در زمان ساسانيان جزء گيلان محسوب مي شد. چون حدود گيلان در آن زمان از تالش تا رود چالوس بود. فرمانروايي اين سرزمين سپس در اختيار «باونديان و قارونيان» قرار گرفت، «پادوسپانان» که از شاخه دوم گاوبارگان بودند تا زمان سلاطين صفوي (شاه عباس اول) حکومت محلي خود را بر اين منطقه ادامه دادند، در زمان عمربن العلاء (145-157 هـ) رويان که تنکابن جزئي از آن بود به طبرستان پيوست. دين مردم تنکابن به احتمال زيادتا اوايل قرن دوم زرتشتي بود و اسلام بعد از آن در اينجا نفوذ کرد و حکام عرب که از طرف خليفه بر اين سرزمين فرمانروايي مي کردند سني بودند و مذهب شيعه بخصوص زيديه بوسيله حسن بن زيد (پشت شانزدهم امام المتقين علي بن ابيطالب) در اين ناحيه ترويج و انتشار يافت و علت آمدن سادات به طبرستان و دامنه هاي البرز اين بوده است که گماشتگان بني عباس هر که از خاندان آل علي را مي گرفتند شکنجه مي کردند يا مي کشتند. در نتيجه خاندان آل علي در جهان اسلام پراکنده شدند و بيشترشان انديشه مبارزه با بني عباس را دنبال مي کردند و گروهي از سادات نيز در دامنه البرز و کوهستان هاي طبرستان جاي گرفتند. در زمان طاهريان محمد بن اوس که از طرف سليمان بن عبدالله حکومت رويان و چالوس و کلار به او محول شده بود با پسرش شروع به اذيت و آزار و گرفتن ماليات هاي سنگين از مردم کردند، مردم رويان که جانشان به لبشان رسيده بود سيدي پارسا به نام محمد بن ابراهيم را پيش حسن بن زيد فرستادند و آمادگي خود را براي بيعت با او اعلام کردند و در نتيجه نطفه جنبش زيديه در رويان بسته شد و همين طور سادات زيدي تا قرن هشتم ثبات خود را حفظ نمودند.

بهاءالدين محمد بن حسن بن اسفنديار نويسنده کتاب تاريخ اسفنديار که در فرن 6و7 مي زيست در اين زمان حدود مازندران را از دينار جاري در شرق ملاط که در نزديکي هوسم(رودسر) قرار دارد مي داند پس در اين زمان حدود تنکابن جزء مازندران محسوب مي شده و آخرين بازمانده ساداتي که در تنکابن فرمانروايي مي کردند سيد رکابزن تنکابني است که از نبيره هاي سيد ابوالحسن بالله بوده، او از سادات بزرگ و حاکم تنکابن و رامسر از سنه (723 هـ) بوده و در آن زمان گرمرود يا سخت سر مرکز تنکابن بوده، بعد از مرگ ابوالحسن مويد بالله حکومت کم کم از دست خاندان آنها خارج شد و برادران و فرزندان او به ديه موسوم به شرابه کلايه توطن جستند تا جد سيد رکابزن خروج کرده و قسمتي از ديلمستان و شيرود و دو هزار را يه تصرف درآورد. در نتيجه حکومت آنان دوباره مسجل شد. او به ياري نوپاشا رانکوهي،اميره نوجهان فرماندار لاهيجان را کشت و در سال (769 هـ) که همراه با امير نوپاشا براي از بين بردن فرزندان اميره جهان به لاهيجان لشگر کشي کردند با شکست مواجه شدند.

اميره نوپاشا متواري شد اما سيد در مسجد اسبه شوران به دام افتاد و به ضرب تير و شمشير از پاي درآمد و پس از کشته شدن پاي او را با ريسمان بستند و در بازار لاهيجان به دار آويختند.

پس سادات کيا تا قرن هشتم بر اين سرزمين فرمانروايي کردن، پس از کشته شدنسيد رکابزن تنکابني که به سادات متقدمه گيلان معروف بود سلسله متاخره گيلان شروع مي شود. سر سلسله سادات متاخره گيلان امير کياي ملاطي بوده که نسبش با امام زين العابدين(ع) مي رسد که در سنه (763) در رستمدار وفات يافته و پس از او سيد علي کيا در زمان سيد رکابزن تنکابني مزيست بوسيله تاج الدين محمد بن برفجاني که از بزرگان بود از سيد رکابزن مي خواهد نا جايي را براي اسکان يافتن خود و يارانش به او بدهد.

سيد رکابزن گرمرود (رامسر) را به او مي سپارد و سيد علي کيا پس از مشورت با سيد قوام الدين مرعشي مازندران متوجه تنکابن مي شود و پس از چندي عازم سخت سر مي گردد.

پس از کشته شدن رکابزن سيد علي به زور با حمايتي که از سوي قوام الدين مرعشي مي شود تنکابن را از چنگ پسر سيد رکابزن بدر مي آورد و خود حاکم بلامانع تنکابن مي گردد و کم کم کار سيد علي چنان بالا مي گيرد که بربيه پيش که مرکز آن لاهيجان بود دست مي يابد و تنکابن را به برادر خود سيد هادي کيا واگذار مي کند سيد علي عاقبت در نزديکي رشت با تمام ياران و فرزندان به قتل مي رسد پس از سيد هادي کيا فرزندان او بر تنکابن فرمانروايي مي کردند و آخرين بازمانده از اين خاندان که خان احمد گيلاني بود حکومتش به دست شاه عباس اول برافتاد.

در دوران صفويه تنکابن جزء گيلان محسوب مي شده و و مذهب زيديه در اينجا تا ابتداي زمان صفويه ادامه داشته ولي در اين زمان مذهب زيدي جايش را به مذهب اماميه داد.

حکامي که عامل دولت صفويه در اين منطقه بودند چنان زندگي را بر مردم تنگ کردند که مردم ديگر بر مال و ناموس خود ايمن نبودند و تاريخ زمان صفويه نشان مي دهد که مردم تنکابن به هر قيامي که در شرف تکوين بود اعلام همبستگي مي کردند که البته اين قيام ها به علت نداشتن سازماندهي درستبه شکست منجر مي شد.

در زمان زنديه حکومت تنکابن شش سال زير فرمان ابراهيم محمد خان عمارلو و بعد از آن زستم خان عمارلو حاکم اين ناحيه شد که هدايت خان حکمران گيلان با جلب موافقت کريم خان تنکابن را ضميمه گيلان نمود.

پس از چندي مهدي خان خلعت بري يزرگ خاندان خلعت بري به نيابت از مردم بخاطر ظلم و ستمي که قوي اوصلو پيش کريم خان براي دادخواهي رفت و نتيجه ديدار اين بود که از کريم خان عنوان لقب خاني را گرفت و به حکومت تنکابن منصوب شد. از آن ايام تا سده چهاردهم حکومت تنکابن در در خاندان آنها موروثي شد. همين مهدي خان بعد يکي از طرفداران سرسخت آغا محمدخان شد و هنگامي که آغا محمدخان سپاهياني را براي سرکوبي هدايت الله خان گيلاني که بر او ياغي شده بود گسيل نمود با سپاهيان بسيار به سپاهيان آغا محمد خان پيوست که همين مسئله کينه و عداوتي بسيار بين سکنه رشت و تنکابن بوجود آورد و بر اثر درخواست مهدي خان از خان قاجار تنکابن از گيلان جدا و ضميمه تنکابن گرديد و همچنين کلارستاق و کجور به او واگذار شد اين سه ناحيه از آن وقت به محلات ثلاث معروف شد. در زمان قاجار خرم آباد مرکز ولايت تنکابن بود و در زمان مشروطيت نقش بسيار فعال و حساسي به عهده داشته که عاقبت به خلع محمد شاه از سلطنت منجر شد.

 

به نقل از کتاب گويش تنکابني

ازسايت .tonekabon.netfirms
 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 14:11  توسط مهدی صمدی   | 

شاخص کل را در ۱۰۰۰۰نگه داشته اند

وتوس باز هم منفی شد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 16:35  توسط مهدی صمدی   | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 21:17  توسط مهدی صمدی   |